إذ کانَتِ الأرضُ لله يُورِثُها مَن يَشاءُ مِن عِبادِهِ وَ العاقِبَةُ المُتَّقِين ...
مهدي ياوران
هر جنبش و انقلابي، به ياران و همراهاني نياز دارد. ياراني كه پايههاي اصلي انقلاباند و سنگيني آن را به دوش ميكشند. سستي و استواري هر يك از اين دو، با سستي و استواري ديگري ارتباطي تنگاتنگ دارد؛ يعني هر اندازه حجم بناي انقلاب كمتر باشد، پايههاي آن از استحكام كمتري برخوردار خواهد بود و به هر ميزان كه آن بنا، بلندتر و گستردهتر باشد، به ستونهاي محكمتري نياز خواهد داشت. با نگاه به حجم و گستردگي اين بنا ميتوان دريافت بر چه پايههايي، افراشته شده؛ همچنان که با تأمل در اهداف و غايات آن نيز ميتوان، ميزان، حجم ابزار، وسايل مورد نياز و پديدآورندگان آن را پيشبيني کرد.
در اين نوشتار، به دنبال تبيين ويژگيهاي ياوران امام مهدي عليهالسّلام و همراهان ايشان هستيم. کساني که در حرکت جهاني ايشان، به مثابهي بازوان نيرومند آن حضرت، در خدمت ايشان و اهدافشان هستند.
اهميّت موضوع
1- يکي از مهمترين شرايط ظهور امام مهدي عليهالسّلام فراهم شدن ياران کارآمد است؛ ياران، همراهان و همرزماني کارآمد و توانمند، که با فقدانشان، کار حکومت، هدايت و رشد به سامان نخواهد رسيد. دانستن ويژگيهاي ياران حضرت و تلاش در راه کسب آنها، در واقع تلاش براي زمينهسازي ظهور و فرا رسيدن آن روز مبارک است.
2- آگاهي از ويژگيهاي ياوران امام زمان عليهالسّلام معياري است که به کمک آن، ميتوانيم خود را محک زده و بدانيم که آيا در زمرهي ياران آن حضرت قرار داريم يا نه؟
برترين ياران حضرت مهدي عليهالسّلام افراد مخصوصي هستند که در اولين فرصت، خود را به حضرت ميرسانند. در روايات تعداد آنان 313 نفر به عدد اصحاب پيامبر صلّياللهعليهوآلهوسلّم در جنگ بدر، مشخّص شده است.
امام صادق عليهالسّلام به فضيل بن عمر فرمودند:
«کأنّي اَنظُرُ إلی القائِمِ عَلی منبرِ الکوفة و حولَهُ ثلاثُ مائةٍ و ثلاثةٍ عَشرِ رَجُلاً عدةِ أهل البدرِ هُم أَصحَابُ الأَلوِيَـةِ وَ هُم حُكّامُ اللهِ فِي أَرضِه علی خَلقهِ»؛ «گويا مينگرم قائم عليهالسّلام را بر منبر کوفه که سيصد و سيزده نفر به عدد اهل بدر، پيرامونش گرد آمدهاند، آنها مردان جنگاور و حاكمان خدا در زمين براي خلق اويند.»
ياران خاص که از آنها به اصحاب امام مهدي عليهالسّلام ياد ميشود، چهرههاي حکومتي و اجرايي ايشان هستند. آنها انسانهايي عادل، مقتدر، فقيه و کارآمدند که در تثبيت حکومت جهاني مولاي خود نقش اساسي دارند.
در برخي از روايات، ياران امام مهدي عليهالسّلام ده هزار نفر ياد شده و اين گونه آمده که تا آنان نيايند، قيام صورت نميگيرد. امام صادق عليهالسّلام در اينباره ميفرمايند:
«سيصد و سيزده نفر ياران با او بيعت ميکنند. او تا هنگام کامل شدن ده هزار نفر در مکه، اقامت ميکند و سپس رهسپار مدينه ميشود.»
معناي روايت اين است كه ياران امام زمان عليهالسّلام منحصر در 313 نفر نيستند، بلكه اين تعداد كساني هستند كه در ابتداي قيام آن حضرت به گرد ايشان جمع ميشوند.
در آيات و روايات اگر چه از صفتهايي به عنوان ويژگيهاي ياران حضرت ياد شده است؛ اما بدون ترديد، يکي از پيامهاي اين روايات، برشمردن شرايط آرماني يک منتظر است. اهدافي که يک منتظر واقعي براي خود ترسيم ميکند و تمام توان خود را در راه رسيدن به آنها به کار بندد و اوجهايي که يک شيعه در تمام قرنهـا و عصرها بدانها چشم دوخته و خود را در مسير دست يافتن بدانها قرار ميدهد.
الف) اوصاف و ويژگيهاي ياوران امام مهدي عليهالسّلام در قرآن
قرآن کريم، در آيات متعدّدي به توصيف خصال و ويژگيهاي ياوران امام مهدي عليهالسّلام پرداخته و چنان در اين زمينه با دقت و ظرافت سخن گفته است که مخاطبان به راحتي ميتوانند به تصويري روشن از ياوران آن حضرت عليهالسّلام دست يابند. در زير به برخي از اين آيات اشاره ميکنيم:
1- آيهي 54 سورهي مائده
يا أيـُّها الذين ءامَنُوا، مَن يرتَدَّ مِنکُم عَن دينهِ فَسَوفَ يأتِي اللهُ بِقَومٍ يُحِبُّهُم و يُحِبُّونَه أذِلةٍ عَلی المؤمنينَ أعِزَّةٍ علی الکافرينَ يُجَاهِدُونَ في سَبِيلِ اللهِ و لايُخَافُونَ لومَة لائِم ذلک فضلُ اللهِ يُؤتِيهِ مَن يَشاءُ و اللهُ واسِعٌ عَلِيم؛ «اي کساني که ايمان آوردهايد، هر کس از شما از آيين خود باز گردد (به خداوند زياني نميرساند) خداوند جمعيّتي را ميآورد که آنها را دوست دارد و آنان نيز او را دوست دارند، در برابر مؤمنان متواضع و در برابر کافران سرسخت و نيرومندند. آنها در راه خدا جهاد ميکنند و از سرزنش هيچ ملامتگري هراس ندارند. اين فضل خداست که به هر کس بخواهد و شايسته ببيند، ميدهد و (فضل) خداوند وسيع و داناست.»
امام علي عليهالسّلام در تفسير اين آيه ميفرمايند:
«هُم اصحابُ القائِم عليهالسّلام»؛ «آنان ياوران امام قائم عليهالسّلام هستند.»
همچنين امام صادق عليهالسّلام ميفرمايند:
«صاحب اين امر، در پرتو اين آيه (در حمايت چنين ياراني آگاه و دلاور) محفوظ است.»
آيهي مبارکه، ويژگي ياران را اين گونه ترسيم ميکند:
1- آنها عاشق خدا بوده و جز به خشنودي او نميانديشند: يُحِبُّهُم و يُحِبُّونَه: خداوند آنان را دوست دارد و آنان او را دوست دارند.
2- دوستي با دوستان خدا: أذِلّةٍ علی المؤمنينَ: در برابر مؤمنان، متواضع و فروتن هستند.
3- دشمني با دشمنان خدا: أعِزَّةٍ علی الکافرينَ: در برابر کافران سرسخت و نيرومند هستند.
4- مجاهد در راه خدا: يُجَاهِدُونَ في سَبِيلِ اللهِ: در راه خدا جهاد ميکنند.
5- استوار و ثابت قدم: لايُخَافُونَ لومَة لائِم: از سرزنش هيچ ملامتگري هـراس ندارند.
2- آيهي 105 سورهي انبياء
وَ لَقَد کَتَبنا فِي الزَّبورِ مِن بَعدِ الذِّکرِ أنَّ الأَرضَ يَرِثُها عِباديَ الصّالحونَ؛ «و ما بعد از تورات در زبور نوشتيم که البته بندگان نيکوکار و صالح من زمين را به ارث خواهند برد.»
امام باقر عليهالسّلام فرمودند:
«مراد از بندگان صالح، اصحاب حضرت مهدي عليهالسّلام هستند که در آخر الزّمان ميآيند.»
در جاي ديگري از قرآن خداوند ويژگيهاي عبد صالح را اين گونه بيان ميدارد:
يؤمنونَ بِاللهِ و اليَومِ الآخِرِ و يأمرونَ بِالمَعروفِ و يَنهَونَ عَنِ المنکَرِ و يُسارِعونَ فِي الخَيراتِ و اولئکَ مِنَ الصّالِحِين و مايَفعَلُوا مِن خيرٍ فَلَن يُکفَرُوهُ و اللهُ عليمٌ بِالمتَّقِين؛ «به خداوند و روز قيامت ايمان دارند و امر به معروف و نهي از منکر ميکنند و در کارهاي نيک از ديگران پيشي ميگيرند و در حقيقت آنان از صالحين هستند. و هر کار نيکويي که انجام ميدهند، هرگز دربارهي آن ناسپاسي نبينند و خداوند با متقين است.»
بنابراين بر اساس آيهي شريفه ويژگي ياران حضرت عليهالسّلام به شرح زير است:
1- ايمان به خدا و روز قيامت دارند: يؤمنونَ بِاللهِ و اليَومِ الآخِرِ
2- امر به معروف و نهي از منکر ميکنند: يأمرونَ بِالمَعروفِ و يَنهَونَ عَنِ المنکَرِ
3- سبقت گيرنده در نيکيها هستند: يُسَارِعُونَ في الخَيراتِ
4- کار ايشان مورد تقدير خداوند قرار ميگيرد: و مايَفعَلُوا مِن خيرٍ فَلَن يُکفَرُوه
5- باتقوا و پرهيزگارند: و اللهُ عليمٌ بِالمتَّقِين
3- آيه 62 سورهي يونس
شايد بتوان گفت در ميان همهي ويژگيهايي كه براي ياران امام منتظَر برشمرده شد، يك ويژگي از همه بارزتر و با اهميّتتر است و آن اين كه آنها مصداق كامل «اولياء الله» هستند كه در قرآن كريم بدان اشاره شده است، آنجا كه ميفرمايد: ألَا إِنَّ أَولياءَ اللهِ لاخوفٌ عَلَيهِم وَ لاهُم يَحزَنُونَ؛ آگاه باشيد كه بر دوستان خدا بيمي نيست و غمگين نميشوند.
امام صادق عليهالسّلام در روايتي ويژگي پيروان امام زمان عليهالسّلام را چنين بيان ميكنند:
«طوبی لِشِيعَةِ قائمِنَا المُنتَظِرِينَ لِظُهُورِهِ فِي غَيبَتهِ وَ المُطِعِينَ لَهُ فِي ظُهُورِهِ أُولَئِكَ أَولِياءُ اللهِ الَّذينَ لاخَوفٌ عَلَيهِم وَ لاهُم يَحزَنُونَ»؛ «خوشا به حال شيعيان قائم عليهالسّلام كه در زمان غيبتش منتظر ظهور او هستند و در هنگام ظهورش فرمانبردار او، آنان اولياي خدا هستند، همانها كه نه ترس آنها را فرا ميگيرد و نه اندوهگين ميشوند.»
امام علي عليهالسّلام نيز در وصف ياوران امام عليهالسّلام ميفرمايند:
«... يُؤَلِّفُ اللهُ بَينَ قُلُوبِهِم، لايَستَوحِشُونَ إِلی أَحدٍ وَ ...»؛ «خداوند دلهاي آنان را به هم نزديك ميكند. آنها از هيچكس ترسان نميشوند، و از اين كه كسي به آنها بپيوندد، شادمان نميگردند.»
اين كه انساني از هيچ چيز ترسي به دل راه ندهد و از هيچ چيز اندوهگين نشود، تنها زماني امكانپذير است كه جز خدا نبيند و به جز خدا نينديشد و اين كمال آدمي و بالاترين درجهاي است كه يك انسان ميتواند بدان دست يابد.
4- آيهي 80 سورهي هود
قالَ لَو أنَّ لي بِکُم قُوَةً أو ءآوي إلی رُکنٍ شَديد؛ «(لوط) گفت: اي کاش در برابر شما، قدرت و اقتداري داشتم يا به تكيهگاه استواري پناه ميبردم.»
صالح بن سعيد از امام صادق عليهالسّلام نقل ميکند که امام صادق عليهالسّلام در تفسير اين آيه فرمودند:
«مراد از قوّت، حضرت مهدي عليهالسّلام و مراد از رکن شديد، 313 نفر از ياران وي ميباشند.»
از اين آيهي مبارکه اقتدار و قوّت امام و يارانشان، حاصل ميشود.
5- آيهي 200 سورهي آل عمران
يا أَيُّهَا الَّذِينَ امَنُوا اصبِرُوا وَ صَابِرُوا وَ رَابِطُوا وَ اتَّقُوا اللهَ لَعَلَّکُم تُفلِحُونَ؛ «اي کساني که ايمان آوردهايد! (در برابر مشکلات و هوسها) استقامت کنيد و در برابر دشمنان نيز پايدار باشيد و از مرزهاي خود مراقبت کنيد و از خدا بپرهيزيد، شايد رستگار شويد.»
امام باقر عليهالسّلام دربارهي اين آيهي شريفه فرمودهاند:
«بر انجام واجبات و عبادات بردبار باشيد و در برابر دشمن شکيبايي از خود نشان دهيد و خود را براي ياري امام منتظر آمادهي نبرد سازيد.»
6- آيهي 148 سورهي بقره
أَينَمَا تَکُونُوا يَأتِ بِکُمُ اللهُ جميعاً إِنَّ اللهَ عَلَي کُلِّ شَیءٍ قَدِيرٌ؛ «هر جا باشيد خداوند همهي شما را (براي پاداش و کيفر در برابر نيک و بد، در روز رستاخيز) حاضر ميکند زيرا او بر هر کاري تواناست.»
ابوخالد از امام باقر عليهالسّلام روايت ميکند که:
«منظور از آيهي «أَينَمَا تَکُونُوا ...» اصحاب حضرت قائم عليهالسّلام هستند که تعداد آنها بيشتر از سيصد و ده مرد هستند و فرمود: «و آنها هستند به خدا سوگند «امت معدوده» و آنها در يک ساعت گرد هم ميآيند مانند پارههاي ابر پاييز (که کنار هم جمع ميشوند).»
از ديگر آياتي که تأويل به ياران حضرت ميگردد عبارت است از:
1- آيهي 8 سورهي هود.
2- آيهي 4 تا 7 سورهي اسراء
ب) ويژگيهاي ياوران حضرت در آيينهي روايات
1- بينش عميق:ياران امام مهدي عليهالسّلام از بينشي عميق و ژرف، نسبت به خداوند، امام، انسان و هستي برخوردارند:
الف) بينش عميق نسبت به حق تعالي
اساسيترين ويژگي ياران امام مهدي عليهالسّلام، معرفت عميق نسبت به خداوند متعال است. اين معرفت آن چنان استوار است که نه شبهات در آن خللي ايجاد ميکند و نه ترديدها و شکها در حريمش راه مييابد. امام علي عليهالسّلام ميفرمايند:
«رجالٌ مؤمنونَ عَرَفُوا اللهَ حقَّ معرِفَتهِ و هم أنصارُ المهدي في آخرِ الزمان»؛ «مرداني که خدا را آن چنان که شايسته است، شناختهاند، و آنان ياوران مهدي عليهالسّلام در آخرالزّماناند.»
همچنين امام صادق عليهالسّلام در وصف ياران امام زمان عجّلاللهتعاليفرجهالشّريف ميفرمايند:
«رجالٌ کأنَّ قُلوبُهم زُبُرَ الحديدِ لايَشُوبُها شکٌ في ذاتِ اللهِ أشدُّ مِنَ الحَجَر»؛ «آنان مردانياند که گويا دلهايشان پارههاي آهن است و از سنگ سختترند و هيچ ترديدي در ذات خداوند ندارند.»
اين باور آن قدر با صلابت و استوار است که مرارتها و مصيبتها، در آن خللي ايجاد نميکند و بلاها و امتحانات، آرامش آنها را به تلاطم نميافکند و شبهات و سؤالات در آن رخنهاي ايجاد نميکند. آنان، از سرچشمهي توحيد ناب، سيرابند و به حضرت حق- آن چنان که شايسته است- اعتقاد دارند. امام علي عليهالسّلام در اينباره ميفرمايند:
«فَهُمُ الّذينَ وحَّدوا اللهََ حقَّ تَوحيدهِ»؛ «آنان به وحدانيت خداوند، آن چنان که حق وحدانيت اوست، اعتقاد دارند.»
حرم دلهايشان را بتهاي نفس، ثروت، و مقام نيالوده و در آن حريم امن، جز خداوند حضور ندارد. نتيجهي اين بينش عميق، ايمان و تقواست. اين دو را هم در چهرهي عبادتها و راز و نيازشان ميتوان ديد و هم در آيينهي تلاشي که در طريق عبادت و بندگي حضرت حق دارند.
ب) بينش عميق نسبت به امام عليهالسّلام
ياران امام مهدي عليهالسّلام، امام خود را ميشناسند و به او اعتقاد دارند. امام سجاد عليهالسّلام در اين خصوص فرمودهاند:
«... القَائِلِينَ بِإِمَامَتِهِ»؛ «آنان به امامت امام مهدي عليهالسّلام اعتقاد راسخ دارند.»
اين معرفت شناخت شناسنامهاي و دانستن نام و نشان ايشان، و دانستن اسم پدر و مادر و محلّ تولّد ايشان نيست؛ بلکه معرفت به «حق ولايت» است. يعني، فهم اين حقيقت که ايشان از من، به من نزديکتر و سزاوارترند.
نتيجهي اين بينش عميق، محبت و اطاعت است.
ج) بينش عميق نسبت به انسان و هستي
ياران حضرت در اهداف بلند پايه و حرکت فراگيرشان، آرمانهاي کم ارزش و اهداف کم مايه را دنبال نميکنند. با تأمل در خويشتن و استعدادهاي شگفتانگيزشان، قدر و عظمت خود را مييابند و مسير بودن دنيا و سالک بودن خويش را ميفهمند. آنان با اين نگاه به معبودي پيوند ميخورند که از تمام کاستيها و زشتيها مبرّا است و ميتواند آنان را سرشار و ظرفيتهايشان را تکميل کند.
عمق و ژرفاي اين نگاه آنان را از سيل امتحانات، سرفرازانه بيرون ميبرد:
«إنَّ أصحابَ طالوت إبتَلوا بالنّهرِ الّذي قالَ الله تعالی: «مُبتَلِيکُم بِنَهَر» و إن أصحاب القائم يُبتَلُونَ بمثل ذلک»؛ «سپاهيان طالوت، با نهر آبي آزمايش شدند، همان که خداوند دربارهاش ميفرمايد: «(خداوند) شما را با نهر آبي ميآزمايد»، و ياران امام مهدي عليهالسّلام نيز مثل آنان آزمايش ميشوند.»
همچنين اين اعتقاد و نگرش آنان را مشتاق شهادت و لقاي الهي ميکند: از امام صادق عليهالسّلام روايت شده است که:
«... و يَمُنُّونَ أن يُقتَلُوا في سبيل الله»؛ «آرزو ميکنند که در راه خدا به شهادت برسند.»
2- عبادت و بندگي:ياران امام مهدي عليهالسّلام از پيشواي خود الگو گرفته و روزها و شبها را با ذکر شيرين حق سپري ميکنند. معرفت و ايمان در قلبهايشان ريشه دوانده و ايشان را به خضوع در برابر حق تعالي و تلاش در مسير بندگي سوق ميدهد. در اينجا به بررسي رواياتي که عبادت و بندگي ياوران حضرت را توصيف ميکند، ميپردازيم:
الف) پيامبر اکرم صلّياللهعليهوآلهوسلّم در مورد آنان ميفرمايند:
«مُجِدُّونَ في طاعةِ الله»؛ «آنان در طريق عبوديّت اهل جديّت و تلاشند.»
ب) امام علي عليهالسّلام، عبادت و راز و نياز ياوران امام مهدي عليهالسّلام را اين گونه ترسيم ميکنند:
«لَهُم في اللَّيلِ أصواتٌ، کَأصواتِ الثّواکِلِ حَزَناً مِن خَشيَةِ الله قُوّامٌ بِاللَّيلِ صُوّامٌ بِالنَّهارِ»؛ «در دل شب، از خشيت خداوند، نالههايي دارند مانند نالهي مادران پسر مرده.»
ج) در روايتي ديگر آمده است:
«رِجالٌ لايَنامُونَ اللّيلَ لَهم دويّ في صَلواتهم کَدَويّ النَّحلِ يَبيتُونَ قياماً علی أطرافهم و يُسَبِّحونَ علی خُيُولهم»؛ «مردان شب زندهداري که زمزمهي نمازشان، مانند نغمهي زنبوران کندو به گوش ميرسد. شبها را با شبزندهداري سپري ميکنند و بر فراز اسبها، خدا را تسبيح ميگويند.»
د) امام صادق عليهالسّلام همچنين در مورد آنان ميفرمايند:
«قُوّامٌ باللَّيلِ صُوّامٌ بالنّهار»؛ «شبها را با عبادت به صبح ميرسانند و روزها را با روزه به پايان ميبرند.»
3- مَحبّت:دلهاي ياران امام مهدي عليهالسّلام، سرشار از محبت ايشان است. اين علاقهمندي تا بدان حدّ است که حتّي زين اسب ايشان را مايهي برکت ميدانند و به آن تبرک ميجويند: امام صادق عليهالسّلام ميفرمايند:
«يَتَمَسَّحُونَ بِسَرجِ الإمام يَطلبُونَ بِذلک البَرکة»؛ «به عنوان تبرک بر زين اسب امام دست ميکشند.»
به جهت همين عشق آتشين، آنان در آوردگاه رزم، ايشان را مانند نگيني در بر ميگيرند و جانشان را سپر بلايشان ميکنند: امام صادق عليهالسّلام در اينباره ميفرمايند:
«يَحُفُّونَ بِه و يقُونه بأنفُسِهم في الحَربِ و يَکفُونَهُ ما يريدُ ... .»؛ «در ميدان رزم، آنان او را در ميان ميگيرند و در جنگها با جان خود، از ايشان محافظت ميکنند ... .»
چه بسيار است فاصلهي ميان ما و ياران او، چرا که ما از جان و حتّي وقت خود، براي ايشان سهمي قرار ندادهايم و چه اهداف و آرمانهايي از ايشان که به جهت سستي ما بر زمين مانده و چه دعوتهايي از ايشان که بيپاسخ مانده است؟!!!
4- اطاعت:مقدّم داشتن خواست حضرت، بر خواست خود از ديگر شاخصههاي ياوران امام مهدي عليهالسّلام است. امام صادق عليهالسّلام در اين خصوص فرمودهاند:
«هُم أطوَعُ مِنَ الأمَةِ لِسَيِّدَها»؛ «اطاعت آنان از امام، از فرمانبرداري کنيز در برابر مولايش بيشتر است.»
آنان نيک ميدانند که حق، با امام است و امام با حق. آنان به بهانهي نوانديشي از امام خود سبقت نميگيرند و گر چه پشت سر ايشان در حرکتند ولي پاي از دامها برميگيرند، تا از ايشان فاصله نگيرند. آنان نه تنها مطيعاند، بلکه بر خلاف بسياري که بهانهي فقدان زمينه، امکانات، سختي راه و ... را دارند، از خدمت به ايشان و اهدافشان شانه خالي نميکنند. در اطاعت ايشان، اهل جديّت و تلاشند و براي بر زمين نماندن آرمانهاي ايشان، خود را به آب و آتش ميزنند و از هيچ کوششي فرو گذاري نميکنند:
«... مُجِِدّونَ في طاعَتهِ»
5- شجاعت:اگر جهاد و مبارزه جهاني و فراگير است، پس ياران ايشان هم بايد شجاعت و جسارتي در خور و عزمهايي پولادين داشته باشند؛ چرا که بدون آن، قدمها ياراي حرکت نخواهد داشت. اهلبيت عليهمالسّلام شجاعت آنان را اين گونه توصيف ميکنند:
الف) امام علي عليهالسّلام ميفرمايند:
«کُلّهم ليوثٌ قَدخَرَجُوا مِن غاباتِهم لَو أنّهم هَمّوَا بِإزَالةِ الجِبالِ لَأزَالُوهَا مِن مَوَاضِعهَا»؛ «همه شيرانياند که از بيشهها خارج شدهاند و اگر اراده کنند، کوهها را از جا بر ميکنند.»
ب) امام سجاد عليهالسّلام ميفرمايند:
«جُعِلَت قُلُوبُهم کَزُّبُرِ الحديد»؛ «دلهايشان چون پارههاي آهن شده است.»
ج) امام باقر عليهالسّلام ميفرمايند:
«إنَّ الرّجلُ مِنهم يُعطي قُوة أربعينَ رجلاً وَ إِنَّ قَلبَهُ لَأَشَدُّ مِن زُبُرِ الحَدِيدِ وَ لَو مَرّوا بِجِبالِ الحَديدِ لَقَطَّعُوهَا»؛ «به هر کدامشان نيروي چهل مرد داده شده است. اگر به کوههاي آهن روي آورند، آنها را قطعه قطعه ميکنند.»
د) امام باقر عليهالسّلام در مورد شجاعت و دليري ياران امام مهدي عليهالسّلام ميفرمايند:
«أُلقِي الرُّعبُ في قُلوبِ شيعَتِنا مِن عَدُوِّنا، فَإذا وَقَعَ أمرُنا و خَرَجَ مَهدينا کانَ أحَدُهُم أجري مِنَ اللَّيثِ و أمضي مِنَ السّنانِ و يطَأُ عَدُوَّنا بِقَدَمَتِهِ وَ يقتُلُ بِکَفَّيهِ»؛ «امروز ترس و رعب دشمنان ما بر دل دوستان ما افکنده شده و چون امر ما واقع شود و مهدي ما خروج کند، هر کدام از دوستان ما از شير دليرتر و از نيزه برّانتر شوند و دشمنان را پايمال کنند و با دست و چنگ بکشند.»
6- بردباري:در راه تحقّق آرمانهاي جهاني امام مهدي عليهالسّلام مشکلات و مصائب فراواني را به جان ميخرند ولي از سر اخلاص و تواضع، عمل خود را هيچ ميپندارند و به جهت هجوم سختيها و تحمّل مشقّتها، بر خداوند منّت نميگذارند: امام علي عليهالسّلام ميفرمايند:
«قومٌ ... لم يَمنُّوا عَلَی اللهِ بِالصَّبر و لم يَستَعظِموا بَذلَ أَنفُسِهِم فِي الحَق»؛ «ياران مهدي عليهالسّلام کسانياند که به جهت بردباريشان بر خداوند منّت نميگذارند و از اينکه نقد جان خويش را در کف اخلاص نهادهاند، احساس بزرگي نميکنند»
7- يک دلي:ياوران امام مهدي عليهالسّلام، يک رنگ و يک دلاند: امام علي عليهالسّلام در مورد آنان ميفرمايند:
«قُلُوبُهم مُجتَمِعَةٌ بِالمَحَبَّةِ وَ النَّصِيحَةِ»؛ «ياران مهدي عليهالسّلام دلهايي متّحد دارند.»
امام صادق عليهالسّلام در مورد آنان ميفرمايند:
«إنَّ أصحابَ القائم عليهالسّلام يلقي بعضُهُم بَعضاً کَأنَّهُم بَنو أبٍ و أُمٍّ»؛ «اصحاب قائم عليهالسّلام به گونهاي با هم معاشرت ميکنند مانند اينکه از يک پدر و مادر هستند.»
و اين نيست مگر به اين سبب که هواها و خودخواهيها از جانشان رخت بربسته و به جاي آن، خداخواهي و خداپرستي نشسته است. با اين اتّحاد و يک رنگي است که ميتوان به اهداف جهاني دست يافت و آرمانهاي الهي را تحقّق بخشيد. سپاهي که از اختلاف و چند دلي رنج ميبرد، چگونه ميتواند سرافرازانه بام دنيا را فتح کند، در دعاي افتتاح هم، ما خود را راغب و مشتاق دولتي ميخوانيم که نفاق و دو رويي در آن خوار و ذليل است.
«اللّهم إنّا نَرغَبُ أليکَ في دولةٍ کريمةٍ ... تُذِلُّ بها النِّفاقَ و أهلَه»
8- ايثار:آن حرکت گسترده، براي هدايت و سازندگي است، نه جهانگشايي و زمينگيري. جهاد، مقدمهي اين آرمان الهي است و آن چنان که رسول خدا صلّياللهعليهوآلهوسلّم از حق اهلبيت خود چشم ميپوشاندند تا ديگران به رفاه برسند و از اين رهگذر، دلهاي کافران را نرم و نسبت به دين متمايل ميکردند. ياران حضرت مهدي عليهالسّلام نيز، سختيها را به جان ميخرند و از خوشيها و لذايذ چشم ميپوشند و با دستهاي مهربانشان، خوبيها و خوشيها را به ديگران هديه ميدهند؛ تا از اين رهگذر، قلبها را نرم کنند و رهيدگان را به دامان پر از مهر و محبّت دين برگردانند.
9- علم و بصيرت:امام علي عليهالسّلام در سخنان زيبايي، مراتب فضل و كمال علمي ياران موعود آخر الزمان را چنين توصيف ميكنند:
«لَيَشحَذَنَّ فِيهَا قَـومٌ شَحذَ القَينِ النَّصلِ، تُجلی بالتَّنـزِيلِ بَصائِرُهُم، وَ يُرمي بِالتَّفسِيرِ فِي مَسَامِعِهِم، وَ يَغبُقُونَ كأسَ الحِكمَةِ بَعدَ الصَّبُوحِ»؛ «پس گروهي در آن فتنهها صيقلي ميشوند. مانند صيقل دادن آهنگر، شمشير را، ديدههاي آنها به نور قرآن جلا داده و تفسير در گوشهايشان جا گرفته است. در شب، جام حكمت را به آنها مينوشانند بعد از اين كه در بامداد هم نوشيده باشند.»
امام سجاد عليهالسّلام نيز در مورد قوت عقل و انديشهي ياوران امام ميفرمايند:
«إنَّ اللهَ تبارک و تعالي أعطاهُم مِنَ العُقول و الأفهامِ و المَعرِفَةِ ما صارَت بِهِ الغيبَةُ عِندَهُم بِمَنزِلَةِ المشاهدة»؛ «خداوند تبارک و تعالي آنها را آنچنان از عقل و فهم و شناخت برخوردار کرده است که غيبت امام براي آنان به منزلهي مشاهده و حضور در آمده است.»
آري، ياران امام عليهالسّلام، همچنان كه در بالاترين درجهي تقوي و پرهيزگاري قرار دارند، از نظر كمال علمي نيز در بالاترين درجه قرار گرفته و از جام حكمت الهي و معرفت ديني، چنان كه بايد، سيراب گشتهاند.
10- نظم:امام علي عليهالسّلام در مورد نظام عمومي که بر ياوران حضرت عليهالسّلام حاکم است ميفرمايند:
«کَأَنِّي أنظُرُ إِلَيهم و الزِّیُّ واحدٌ و القَدُّ واحدٌ و الجَمالُ واحدٌ و اللّباسٌ واحِدٌ»؛ «گويا آنان را مينگرم، در شکل و هيأتي يکسان، قد و قامتي برابر و در جمال و برازندگي همانند و هم لباسند.»
«اللّهمُّ اجعَلنِي مِن أَنصارِهِ و أعوانِهِ»