باسمه تعالی
امام خمینی:
اسلامی که آمده است برای اینکه در خارج یک وجود عینی پیدا بکند و مردان را در خارج تربیت بکند، تربیت همهجانبه در قطبهای مختلف، در بعدهای مختلف، یعنی آنطوری که انسان هست. انسان این هیکل موجود، این جثه موجود، و این حواث موجودی که ما احساسش میکنیم، این انسان نیست. به این معنا حیوانات و انسان مثل هم هستند. همه مادی هستند. همه این نحو ادراکاتی(دارند) منتها یک قدری کم و زیاد. یک بعد انسان عبارت از این موجود فعلی که دارای این حواس و دارای خواص هست، بعدهای دیگرش اصلاً به آن توجه نشده است و یا کم شده است. معالأسف ما در دو زمان مبتلای به دو طایفه بودیم؛ در یک زمان ما مبتلا بودیم به یک جمعیتی که قرآن را وقتی که نگاه میکردند و تفسیر میکردند و تأویل میکردند، اصلاً راجع به آن جهت بعد مادیش، بعد دنیاییش توجه نداشتند. تمام را برمیگردانند به یک معنویاتی. حتی قتال وقتی که در قرآن واقع شده بود اینها قتال با مشرکین را تأویل به« قتال با نفس» میکردند. چیزهایی که مربوط به زندگی دنیایی بود تأویل میکردند به یک«معنویات». اینها یک بعد از قرآن را ادراک کرده بودند و آن بعد معنویش، البته به طریق ناقص. آن بعد معنویش بود و همه جهات را به همان بعد برمیگرداندند. و ما بعدها مبتلا شدیم یک عکس¬العملی در مقابل آن که فعلاً الآن هست. و از مدتی پیش این معنا تحقق پیدا کرده که در مقابل آن طایفهای که قرآن را و احادیث را تأویل میکردند به« ماورای طبیعت» و به این زندگی دنیایی اصلاً توجه نداشتند. به حکومت اسلامی توجه نداشتند. و به جهانی که مربوط به زندگی است توجه نداشتند. این طایفه دوم عکس کردند. معنویات را فدای مادیات کردند. هر آیهای که دستشان میرسد و بتوانند، تأویل میکنند به یک امر دنیایی. کانّه ماورای دینا چیزی نیست. آنها کانّه در نظرشان ماورای عالم غیب چیزی نبود. آنها در یک حدودی که خودشان داشتند درست بود حرفشان. اینها اعتقادشان این است یا مسائلی که مطرح میکنند این است که ماورای این عالم خبری نیست. همه مسائل را فدای همین عالم میکنند.
زمان: 21/10/1358
مکان: قم، (سخنرانی در جمع پیشهوران اصفهان)
«صحیفه، ج 11، ص 215، زمان: 21 /09/1358»